سه شنبه بیست و یکم مهر 1388
آخرين خنده ؛ تراژدي انسان مدرن
نگاهي به فيلم: آخرين خنده (last laugh)
كارگردان :فردريش ويلهلم مورناو (F.w.Murnau)
محصول آلمان - 1924
انوشيروان مسعودي
مقدمه
اكسپرسيونيسم(expressionism) در سينما در كشور آلمان و بين دو جنگ جهاني پديد آمد . آلمان در آن سالها كشوري بود تحقير شده ، تهي شده از هويت ، درگير با فقر گسترده و بيكاري فراوان. دولت ناكارآمد با بدهي هاي فراوان و روح زخم خورده ملت آلمان ، دستاورد هاي صنعتي و نظامي بيسمارك(Bismarck) را ناموجه نشان مي داد . جنگ جهاني اول باعث شد كه مدرنيته روي ديگر خود را نيز به نمايش بگذارد . فرديت تبديل به تنهايي و بي پناهي ، دولت مدرن (Modern) تبديل به ساختارهاي پيچ در پيچ بوروكراتيك(bureaucratic)، عقلگرايي به عقل ابزاري و سرمايه داري به از خودبيگانگي....
انوشيروان مسعودي
A.m.sepidehdam@gmail.com
ادامه مطلب
سه شنبه چهاردهم مهر 1388
و مولف سینما را آفرید...
نوشتن درباره ی یکی از آثارِ بسیار شناخته شده ی تاریخ سینما، مثل نوسفراتو سمفونی وحشت - فیلمی که برخی آن را نمادِ سینما می دانند- از بیش از حد آسان بودن، دشوار به نظر می آید. اسطوره ای که از میان هزاران گزاره ی کلاسیک فقط مولفه های شرورانه را دست چین کرده ؛ و در عین حال دوست داشتنی و قابل ترحم است: به نام دراکولا: سردارِ خوشنام و عاشق پیشه ای که همانندِ ابلیس از درگاهِ کلیسا رانده شده و به عبارتی به یک نیمچه شیطان مبدّل گشت.
صفاتِ دراکولا، آشنای تمامی اقوام و ادیان است. از طرفی اقتباسی است از شیطان کتاب مقدس: روزگاری محبوب حاکمیت کلیسا بوده و بعدها از آن جا رانده شده. از طرفی اقتباسی است از ارواح ِ اجسادِ مومیایی مصر باستان: عمرش تمام شده اما بعد از سال ها از بستر مرگ در تابوتش برخاسته. و اقتباسی از پدیده ی جن، در آیینِ اسلام را در خود دارد: در جاهای تاریک و کم رفت و آمد سکنا دارد، منزوی است و فقط شب ها به حرکت در می آید و...
انیس
ادامه مطلب
دوشنبه ششم مهر 1388
نگاهی به کابینت دکتر کالیگاری
نمی دانم ظهور سینما در آغاز قرن بیستم را باید اتفاقی مثبت ارزیابی کرد یا منفی. اما بدون شک زمانه باعث شد که پدران ما سینما را هنری سیاسی – اجتماعی ببینند . که البته میراثشان همچنان باقی است.
آغاز قرن بیستم مصادف بود با پیدایش کمونیسم در شوروی . هنرمندان متعهد مارکسیست بر خود واجب می دانستند که برای خلق بسازند و فیلم هایشان را تا می توانند سیاسی کنند. که البته از این رهگذر جریان مونتاژ شوروی پیش آمد و نظریاتی که داشتند در زمینه ی تدوین. کمی آنطرف آلمان بود با اوضاع اقتصادی - سیاسی نا به سامان و بهم ریخته. و آینده ای تیره و تار که بدبینی را میان هنرمندان به امری عادی بدل می ساخت. هنرمندان آلمانی هم برای به تصویر کشیدن این دوران از پدرانشان در نقاشی تقلید کردند (شما بخوانید درس گرفتند) و به سبک اکسپرسیونیسم روی آوردند که در میزانسن بروز می یافت.
دیوید
ادامه مطلب
چهارشنبه یکم مهر 1388
ما را دارند می آورند
... پس از شل و سفت کردن های یکساله، تصمیم گرفتیم که نوشتن به صورت گروهی را از سر بگیریم. - گرفتیم- امیدواریم این بار سفت تر از دفعات پیشین. پس از آن تصمیم گرفتیم سینما را هم از سر بگیریم. -می گیریم- امیدوارم این بار عمیق تر.
با یک حساب تقریبی فیلم های ادیسون و ژرژ ملیِس و پورتر و ویکتور شوستروم و هم دوره هایشان را کنار زدیم و قصد داریم از دهه ی بیست شروع کنیم به تشریح و تحلیل سینمای هنری. یعنی از زمانی که سینما خودش را با هر فخر و زوری که بود وارد هنرهای هفتگانه کرد و ادبیات غنایی اش شکوفا شد.
در یک مشورت کوتاه با دوستان، از داخل سبک های سینمایی ای که در دهه ی بیست مطرح شدند، با توجه به جغرافیا و زیست آن زمان در مقیاس های جهانی ِ سینما، مبحثِ اکسپرسیونیسم آلمان در دهه 1920 را برای شروع انتخاب کردیم که بیش از بقیه چشمک می زد.
خوشحال می شویم که بعد ماه ها، دوباره دور هم جمع شویم و به بررسی و گفتمان درباره ی سینما بپردازیم. (به همان راحتی).
از دوستان ِ قدیمی و نویسنده های ثابت ، مثل ِ سوشیانس، کلی من ، تیموتی و نویسنده های مهمان دوباره برای فعالیت دعوت می کنیم که همراه ما باشند.
در پایان (یعنی در آغاز) از دیوید بخاطر پیش قدم شدن به برای فعالیت دوباره ی وبلاگ سپاسگذاریم.
پرده ی شیشه ای

