شنبه هفتم بهمن 1385
روایتی دیگر
بار ها شده که به حقیقت فکر کردم.آیا حقیقت همان چیزی است که عیان است؟آیا هر آن چه که خبرگزاری ها و کتاب ها در مورد گذشته نوشته اند و می نویسند ممکن است دروغ محض باشد؟سال ها پیش وقتی مشغول خواندن کتاب پاییز پدر سالار اثر گابریل گارسیا مارکز بودم همین فکر به ذهنم رسید.که آیا آن چه را که می گویند و به ظاهر می بینیم حقیقت دارد؟آیا آن چیز هایی که از استالین و لنین و چگوارا برایمان گفته شده درست است؟و هزار سوال مشابه د
یگر.انسان موجودیست که ذاتا به دنبال یافتن حقیقت است.برایش مهم است که واقعیت چه است.اما کار وقتی پیچیده می شود که اعتمادی به تاریخ نگاشته شده و گفته شده نداشته باشی ولی سخت دنبال حقیقت باشی.آنوقت است که حتی در مورد کوچکترین اتفاقات تاریخی دچار تردید می شوی.
مدتی قبل یکی از دوستان کتاب آخرین وسوسه ی مسیح را بهم پیشنهاد کرد.کتابی که نویسنده اش شناخته شده است.نیکوس کازانتیاکیس.قبلا هم چند کتاب از این نویسنده ی مشهور خوانده بودم و به قلمش علاقه داشتم.کتابی که روی من خیلی تاثیر گذاشت.کتابی که مرا بهت زده کرد.اشک را در چشمانم جمع کرد.حقیقت را به گونه ایی دیگر نشان داد و مرا عاشق مسیح کرد.
به راستی حقیقت مسیح چیست؟آن چیزی که کلیسا می گوید؟آن چیزی که در کد داوینچی آمده؟یا آنچه که کازانتاکیس گفته؟ خود کازانتیاکیس می گوید که در هنگام نوشتن این کتاب بی اختیار اشک می ریخته.البته ناگفته نماند که کازانتیاکیس این رمان را رو هوا ننوشته.فرقه ایی مخفی وجود داشته که با توجه به نوشته ها و مدارکی که در دست داشته زندگی مسیح را به گونه ایی دیگر می دانسته.اما توسط کلیسا و حکومت ها و غیره به شدت سرکوب می شود.به گونه ایی که صدایشان تا هزاران سال به گوش مردم دنیا نمی رسد.نمی خواهم وارد بحث های تاریخی بشوم.همین بس که تاریخ زندگی مسیح چندین سال بعد از مرگش نوشته می شود.و در زمان حیاتش هیچ صحبتی از او در هیچ نوشته ایی یافت نشده
مدتی بعد متوجه شدم که فیلم این رمان جالب را ساخته اند.آن هم کی؟کارگردان فیلم های گاو خشمگین, راننده تاکسی,کازینو و....مارتین اسکورسیزی.کارگردانی که اکثر فیلم هایش را دوست داشتم.اما این فیلم وضعیتش کمی متفاوت بود.فیلمی که دنیرو از ترس عواقبش پیشنهاد اسکورسیزی را برای بازی در این فیلم رد کرد.فیلمی که در خیلی از کشور های دنیا اکرانش ممنوع شد..
مسیح در این فیلم به گونه ایی دیگر نشان داده می شود.مسیح در این فیلم زمینی است.پدر دارد و مادرش هم باکره نیست.در گذشته اش گناهانی دارد و وسوسه می شود.هرگز با خدا به صورت مستقیم نمی تواند صحبت کند.حتی در جایی از فیلم رو به آسمان می گوید که امیدوار است این کار هایش همان هایی باشد که خداوند می خواهد.یهودا مظلومترین انسان تاریخ است.او مسیح را دوست دارد و شدیدا به دنبال ظهور اوست و می خواهد دنیا را از بدی برهاند.او نامش را در بین همه ی مردمان آینده نابود می کند تا مسیح به هدفش برسد.او مظلومترین و از خودگذشته ترین انسان تاریخ است.در نهایت مسیح به صلیب کشیده می شود.اما وسوسه ایی هنوز او را رها نکرده.وسوسه ی در آرامش زندگی کردن.او خود را می بیند که راحت و آسوده در کنار زن و فرزندانش و فرشته ایی از سوی خدا زندگی می کند.بدون آنکه وضیفه ی سنگین مسیح بودن بر روی دوشش باشد.این وسوسه ی پایانی از همه ی وسوسه هایی که در طول مسیر زندگیش می بیند قوی تر است.او شهوت و قدرت را پشت سر گذاشته اما زندگی در آسایش هنوز رهایش نکرده.او هم مثل همه ی ما انسان است و دوست دارد زندگی خوبی داشته باشد.فرزند خوبی برای مادرش و شوهر خوبی برای همسرش باشد.دوست دارد سالیان دراز در کنار مادر و فرزندانش زندگی خوب و راحتی داشته باشد.اما ناگهان خود را در برابر یهودا می بیند.از خیانتی که به او و امثالش کرده خجالت می کشد.و بعد در حال سجده از خدا می خواهد که او را از این وسوسه هم نجات دهد.
یکی از دیالوگ هایی که خیلی دوستش داشتم دیالوگی بود که بین مسیح و مرشدی رد و بدل می شود.در اوخر فیلم مسیح انسانی را می بیند که دارد به مردم می گوید که مسیح فرزند خدا بود.مادرش باکره بود.او برای بخشیده شدن گناهان شما به صلیب بسته شد و .....مسیح او را دروغگو خطاب می کند و بعد بحثی بین این دو صورت می گیرد.مرشد می گوید:برای من مهم نیست که تو واقعا مسیح هستی یا نه.این حرف هایی که من می زنم شاید اشتباه باشد.اما مردم به این حرف ها نیاز دارند و من باید با این حرف ها مردم را خوشحال کنم.
اسکورسیزی به قول دوستان آخرین وسوسه ی مسیح را شجاعانه کارگردانی کرد اما می دانید هنر اسکورسیزی کجا مشخص می شود؟وقتی می بینید که بازیگر نقش مسیح کسی است که امروزه در نقش های درجه دو و سه بازی می کند.مثلا در نقش دشمن مرد عنکبوتی.اما در آخرین وسوسه ی مسیح در نقش عیسی بسیار خوب ظاهر می شود.این یعنی هنر بازی گرفتن.
البته یکی دیگر از نکات مثبت فیلم موسیقی فیلم است که خیلی زیباست و جز معدود فیلم هاییست که اعتراف می کنم موسیقی در اکثر قسمت های فیلم مناسب و بجا بود و تاثیر لازم را روی بیننده می گذاشت.به هر حال پتر گابریل نامیست که برای همه ی طرفداران موسیقی آشناست.
کاری به نقاط ضعف فیلم ندارم که اگر بخواهیم از این فیلم ایراد بگیریم کار چندان سختی نیست.اما مطمئنا کسانی که چشم دلشان با ایدئولوژی کور نشده با دیدن این فیلم عاشق مسیح خواهند شد.
پ ن:فیلم هایی که بر اساس رمان ساخته می شوند سخت است که هنگام نوشتن در موردش به قسمت هایی از داستانش نپرداخت.من هم ناچارا دست به این کار زدم.
دانلود موسیقی آخرین وسوسه ی مسیح
دنلود موسیقی دیگری از همین فیلم
دیوید


