تبليغاتX
پرده شیشه ای

یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386

اگه بارون بزنه، آخ... اگه بارون بزنه....

در همان سالی که کیشلوفسکی با فیلمِ سه رنگ: قرمز اش ، دستِ خالی از جشنواره ی کن برگشت و عباس کیارستمی برای زیر درختان زیتون بر خلاف دوره ی قبل بسیار مورد انتقاد و سرکوفت قرار گرفت و کوئینتین تارانتینو جایزه ی نخل طلای کن را از آن خود کرد، به دلیل مسایل جانبی، فیلمی در جشنواره ی کن غایب ماند. فیلمی از سینمای یوگسلاوی. که قطعا فاتح بی برو برگرد این دوره می بود اگر می توانست در جشنواره ی کن حضور پیدا کند، (ولی افسوس که حتی بعد از جشنواره هم نادیده گرفته شد).

Milcho Manchevski-Before the Rain (1994) (Reupload)فیلم میلکو مانچفسکی ، پیش از باران، که از دوسال قبل شروع به فیلم برداری شده بود به جشنواره نرسید. و منتقدین اروپایی تارنتینو را به عنوان مبتکر و پدید آورنده ی سبک وجود وقفه های زمانی در اپیزود های یک فیلم معرفی کردند. در حالی که این تکنیک با حالتی بسیار منطقی تر در فیلم نامه ای اجرا شده بود که مانچفکسی چند سال پیش آن را نوشته بود. تکنیکی که بعد ها  از تارنتینو ، گنزالس ایرانیتو و گاس ون سانت .... تا سامان مقدم در کافه ستاره و ابوالحسن داودی در تقاطع آن را دست مالی کردند و حالت منطقی و هنرمندانه ی آن را به نوعی فانتزی یا به قولی پست مدرنیته جلوه دادند. از طرفی این نوع روایت به نوعی مخصوص است، که اجازه نمی دهد که ما بتوانیم داستانِ این فیلم را به راحتی برای شخصی که این فیلم را ندیده است،بدونِ وقفه های زمانی تعریف کنیم.

این تکنیک در فیلم پیش از باران مانچفکسی صرفا یک فرم نیست. بلکه محتوا را هم در بردارد. به نوعی که فیلم ؛ روایات و وقایعش را به صورت دایره ای در دایره ی خشونتِ فیلم ترسیم می کند. دایره ای که دوّار است. امّا بیش تر از یک بار نمی چرخد. نحوه ی جا به جایی این اپیزود ها به نوعی مخصوص است. اپیزود آخر در واقع  اپیزود دوم و حل کننده ی معمّا های اپیزود اوّل است. و پایانِ فیلم در واقع ابتدای اپیزود دوم می باشد. و اپیزود دوم (به زعم من مانند فیلم ممنتو) از آخر فیلم شروع می شود (صحنه ای که زن زیر دوش حمّام گریه می کند) و با مرگِ نیک، نامزد عاشقش در رستوران به اوّل داستانِ خطّی فیلم منتهی می شود (صحنه ی دیدار آنا Katrin Cartlidge و نامزدش در رستوران لندن) و اپیزود اوّل در واقع ادامه ی اپیزود آخر است. این جا به جایی ها واقعاً مستحکم و استادانه صورت گرفته اند. شاید در فیلم بابل یا بیست و یک گرم ایناریتو بشود جای چند نما را محضِ سرگرمی عوض کرد طوری که ضربه ای به فیلم وارد نشود. امّا این چیدمان پیچیده  در پیش از باران به هیچ وجه قابل دستکاری نیست. بلکه ما را مجذوب و تسلیم خود می کند.

پیش از باران- میکلو مانچفکسی

و اما این فیلم مانند خیلی دیگر از شاهکار های سینما با موسیقی بسیار تاثیر گذار و زبان زدی جلوه داده شده که مانندش در هیچ فیلمی یافت نمی شود. و چه بسیارند افرادی که این فیلم رو به خاطر موسیقی فیلمش می شناسند یا دوست می دارند. دریغا که گروه آناستاسیا از کشور مقدونیه که موسیقی اصیلش تداعی گر موسیقی ایران هم می باشد نیز گروهی گم نام است.

وقتی فیلم با لطافت و سادگی ِ کشیشِ ارتودکسی که  تداعی گر آلکپیش از باران- میلکو مانچفسکیسی کارامازوفِ داستایوسکی است، آغاز می شود، تصور می کنیم به تماشای فیلمی نشسته ایم که داستانش مربوط به قرن هجدهم است و باز هم دغدغه های ما این خواهد بود که:  چرا پسر و پدر و روح القدس یکی نیستند؟ محمّد آخرین پیغمبر خداوند بوده یا عیسی مسیح؟  اما نه. پنداری این صحبت ها قدیمی شده. الان دهه ی نود از قرن بیستم است. موزیک رپ عام پسندِ جامعه ی اروپاست، و تفنگ مرسوم ، یوزی سَبُک ساخت اسراییل است. تنها عشق است که فراموش شده. و سنّت است که بو گرفته. و مثل همیشه مانند دستمال کاغذی مچاله ای کفِ جیب، چسبیده و ما هیچ وقت آن را بیرون نمی اندازیم. (که شاید روزی لازم شود!) 
پیش از باران- میلکو مانچفسکیپیش از باران همانند عنوان و تصاویر کارت پستالی  و موسیقی متنِ زبانزدش، فیلمی است لطیف، توصیف گر خشونت. تعصّب های دست و پاگیر و فریاد های انزجاری که از عدم برخاسته اند. خشونتی مخصوص مقدونیّه. که ایرانی را یادِ کُرد های متعصّب و افراطی در کوه و کمر ها می اندازد. با تفنگ هایی که جواز آن ها را خودشان صادر می کند. و جامعه ای  که در آن  زن را تضریع می کنند. کلیسا را که روزگاری مهد انگیزیسیون بود  را تفتیش می کنند، گربه را تیر باران می کنند، و کیشیش ارتدکس را سیلی می زنند و منشا این کردار نه دینِ اسلام، نه مسیح و نه اسطوره های یونانی . پیش از باران- میلکو مانچفسکی
دایره که مقدّس ترین شکل در ادیان، و اسطوره های تمامی ملل و اقوام است، در این فیلم نقشی کلیدی دارد. کلیدی که پنهان نیست و در دسترس است. و برای یافتنش لازم به گذر کردن از هفت خان اسفندیار نیست. دایره ای که از کریل Grégoire Colin کشیش جوانِ ارتدکس شروع می شود و به حنا   Silvija Stojanovska دختر مسلمان آلبانیایی تمام می شود. جایی که نقطه ی شروع بود نقطه ی پایان نیز هست. می ترسم به دایره های سرخِ اوّل فیلم (گوجه فرنگی هایی که کشیش جوان آن ها را از بوته جدا می کند، و بعداً برای معشوقه ی ناخوانده اش می برد ) اشاره کنم و به توهّم و ریزبینی بیش از حد متّهم شوم.
پیش از باران فیلمی در باره ی دغدغه های تعصّبیِ برگرفته از فرهنگ اسلامی، وضع بد زندگی مردم بوسنی و هرزگوین در قرن بیستم، و مقایسه ی دنیای امروز است. کسانی که منطفشان برای  دفاع از یک مساله، نسبت فامیلی است، امّا وقتی که مغایرتی با سنّت ها و هنجارهای ناهنجارشان دیده شود، از شلیک کردن به خواهر، پسر عمو یا برادر خود نیز دریغ نمی کنند. و اما مذهب مسیح که گویی به مضحکه ای تبدیل شده است. کریل جوان روزه ی سکوت دو ساله اش را در شبی که عاشق حنا می شود می شکند. همان شبی که به بهانه ی دستشویی رفتن در خانه ی کشیش پیر خود رفت و نمی توانست به او بفهماند که می خواد برای قضای حاجت بیرون برود (زیرا روزه ی سکوت ارتدکس دهانش را بسته بود!)

 دومین چیزی که در این فیلم ما را به بازی می گیرد (بعد از عنصر زمان) عنصر مکان است. هر مکان مسخرگی و بی منطقی خود را توصیف می کند. در مرز آلبانی و مقدونیه مردمانی به دستِ مردمانِ خود به خاطر تعصباتی تمسخر آمیز کشته می شوند و در لندن، کسانی به خاطر یک شوخی جداً خطرناک جان می سپارند. مرگ هم بیش از یک چیز نیست. و ثابت می شود که فرشته ی مرگ ، گاه به دلایل گوناگونی ناچار به مبادرت به مأموریّت خویش می شود. و شاید خود از این وظیفه بعض از اوقات به تنگ می آید.
امّا در اواسط فیلم در میانِ سیاهی لشکر هایی که عرض اندام می کنند و گم می شوند، مردی وجود دارد که فیلم بر محوریّت او می چرخد. مردی که نقطه ی عطف مردمِ لندن، آلبانی و مقدونیّه است. وارسته از وارفتگیِ فرهنگِ مذهبی و برخاسته از نفسش . نفسی که حرف از هوا و هوس و هوای پاک سرزمین پدری خود سرچشمه می گیرد، و او را چه درست و چه غلط به اصل خویش وصل می کند. الکساندر Rade Serbedzija ، کارکتری جذّاب، درونگرا و راسخ است. آن قدر مغرور که مثل قهرمانی از یک داستانِ آبکی، وقتی در تیرراسِ گلوله های پسر عمویش قرار می گیرد، جاخالی نمی کند. ثابت می ماند و ثابت می میرد.

                      میلکو مانچفسکی
پیش از باران، مملوء است از تصاویری ناب که شاید مثالش را فقط در سینمای کیارستمی، آنجلوپلوس  و کن لوچ و امیرکاستاریکا یافت می شود. تصاویری که دست بر نبضِ سینما می گذارند و تسلّط کارگردان بر استفاده از سینمای مستند را به رخ می کشند. مثل لانگ شات هایی از مناظر روستا، صحنه هایی که ناراحتی و اوضاعِ نابسامان و متزلزل، اسب ها را رم می دهد، غاز ها را پراکنده می کند، بچّه را از روی تاب بازی اش فراری می دهد، یا نمایی که حنا از روی تپّه به سمتِ مرز مقدونیه می گریزد و رعد برق او را بدرقه می کند. و امّا سکانس های طلایی از نظر من سکانس هایی هستند که انسان به میش مادّه کمک می کند تا برّه هایش را به دنیا بیاورد.
هوای ابری که در این فیلم نمادِ اوضاعِ نا به سامانِ اجتماعی و فرهنگی است، گاهی به ما گوشه چشمی نشان می دهد و باران، ترانه ی پیروزی است. که بدی و سنّت های رسوب کرده را می شوید و با خود می برد. بدین ترتیب مانچفسکی ، روی فرم و محتوا را با هم سفید کرده است.
این فیلم براستی ، نفّسی مصنوعی امّا زندگی بخش بود، برای سینمایی که گدار و آنتونیونی و برگمان از آن نا امید شده اند و آن را از دست رفته می پندارند.

با آرزوی بارانی خنک و پاک کننده در میهمن عزیزمان

پ ن 1: این فیلم، اشتباها آن قدر گم نام مهجور ماند که در ایران، هیچ جا نسخه ی دی وی دی با کیفیت و زیرنویسش یافت نمی شود. و من به سختی آن را طیِ سه ماه از رپیدشیر دانلود کردم. علتش هم این بود که مصداق های این فیلم را در کشورمان زیاد داریم. البتّه چند روز پیش نسخه ای از آن را به دوستی که در صدا و سیمای ایران نفوذ دارد سپردم و آن طور که او می گفت برای دو یا سه ماه دیگر دوبله شده ( و البتّه سانسور شده) از سینما ماوراء پخش خواهد شد. امّا در عین حال این اثر بسیار نایاب است. امیدوارم با این پیشنهاد با مخالفت رو به رو نشود و باز هم سینما ماورا فیلم بتواند فیلم برجسته ای از سینمای جهان را هر چند ضربه خورده، برای معرفی و آشنایی دادن پخش کند.
پ ن 2: فیلم پیش از باران همانند رویا زدگان برتولوچی ، نیاز به تحلیل سیاسی دقیقی دارد که از بنده ساخته نیست. و در حوصله ی وبلاگ هم نمی باشد.

                                                                                               انیس

 پروفایل فیلم     سایت رسمی میلکو مانچفسکی

دانلود فیلم: Part1, P2 ,P3 , P4, P5, P6, P7, P8, P9, P10, P11, P12, P13, P14, P15

دانلود موسیقی فیلم  پسورد: www.AvaxHome.ru

نوشته شده توسط سوشیانس و انیس در 11 AM |  لینک ثابت   •