تبليغاتX
پرده شیشه ای

یکشنبه سی و یکم تیر 1386

The Wall

 سال 1984 المان شرقی در دست  کمونیستهاست(شاید شروع فیلم در این سال ما را ناخودآگاه یاد رمان مشهور و دوست داشتنی اورول بیندازد.)سرکوب مخالفان و اندیشمندان,دانشجویان و هنرمندان در اوج خود است.هنوز هنرمندانی هستند که به اصالت کمونیسم اعتقاد دارند اما المان شرقی را دور شده از هدف اولیه اش می دانند.گروهی هم اعتقاد قلبی و ایمانی محکم به حکومت دارند و برای پا بر جا ماندن آن دست به هر کاری می زنند .گرد وایسلر یکی از ماموران اطلاعات جاسوسی المان شرقی از همین گروه است.اما در جریان یکی از جاسوسی هایش متوجه عمق جنایت این حکومت و زیبایی عشق و لطافت هنر می شود...

 این خلاصه ی داستان فیلم زندگی دیگران است.این فیلم موفق شد جوایز زیادی را به خود اختصاص دهد که مهمترین آنها اسکار بهترین فیلم خارجی بود.بسیاری از منتقدان معتقدند امسال یکی از معدود سالهایی بود که فیلم های مربوط به بخش اسکار بهترین فیلم خارجی همگی خوب بودند.فیلم زندگی دیگران هرچند داستانش به ظاهر تکراری است اما پرداختی نو و قابل توجه دارد.به گونه ای که تحسین بسیاری از منتقدین را بر انگیخته.حتی آن هایی که مراسم اسکار را بر اساس سیاست گذاری های از پیش تایین شده می دانند و معتقدند فیلم هایی که به انتقاد از دولت های سوسیالیست بپردازد قطعا مورد لطف داوران قرار می گیرند.

زندگی های دیگران قطعا یکی از مهمترین ارکان هر فیلم فیلمنامه اش است.فیلمنامه ی هر فیلم داستانی دارد که خط اصلی آن را تشکیل می دهد.یکی از عواملی که باعث می شود فیلمنامه نویس خوب از فیلمنامه نویس بد قابل تشخیص باشد توانایی در شیوه ی روایت داستان اصلی است.هنر کارگردان(فون دونرس مارک) این فیلم (و فیلم نامه نویس) در روایت سر راست و پر از تعلیق داستان است.بقدری این روایت زیبا و روان صورت می گیرد با اینکه می دانیم در چه سالهایی هستیم و قرار است چه اتفاقاتی بیافتتد اما باز هم بدون در نظر گرفتن اطلاعات تاریخی مان به دنبال کردن خط  اصلی داستان می پردازیم.البته بزرگترین نقطه ی ضعف این فیلم هم مربوط به همین فیلمنامه اش است.هر فیلمنامه ایی بخش پایانی دارد که در بیشتر آنها به گره گشایی پرداخته می شود.این نکته را هم باید در نظر بگیریم که هرچه پایان فیلم زیباتر باشد کل فیلم تاثیرگذار تر و زیباتر به نظر می رسد.اما متاسفانه زندگی دیگران در بخش پایانی بعد از گره گشایی داستان را کش می دهد.با وجود آنکه بیننده از همه چیز اطلاع دارد و قرار هم نیست چیز بیشتری بداند اما به او اطلاعات تکراری داده می شود.اطلاعاتی که شکل بیانشان این فکر را در ما ایجاد می کند که احتمالا فیلمنامه نویس می خواسته پایانی بسیار کوبنده بسازد اما دقیقا بلعکس.از تاثیر فیلم تا حد زیادی می کاهد.

 

 نمی خواهم به بررسی موشکافانه ی داستان فیلم بپردازم و روایت را از دیدگاه سیاسی-تاریخی بررسی کنم.همین بس که در زندگی دیگران,زندگی دیگران معنی خاصی ندارد.حوزه ی خصوصی وجود ندارد و هیچ چیز مخفی نمی تواند وجود داشته باشد حتی رابطه ی عاشقانه ی دو معشوق.در نظام های کمونیستی (و مشابهش) سران از قدرت خود برای منافع شخصی خود استفاده می کنند.از قدرت نفوذ در زندگی دیگران برای تجاوز به زندگی آنها و برطرف کردن ساده ترین نیاز های خود بهره می برند.در قسمتی از فیلم می بینیم که یکی از سران سازمان که به هیچ وجه به کمونیسم و نظام پایبند نیست و به تمسخر سران نظام می پردازد اما شخصی در رده ی پایینتر خود را به علت تمسخر همان سران نظام به پایینترین شغل ممکن محکوم می کند.این روایت حکومت های کمونیستی است.

 

 فیلم نکات قابل اشاره و زیبای زیادی دارد که بتوان به جای بخش سیاسی فیلم به آنها پرداخت.یکی از نکات زیبای فیلم روند تحول گرد وایسلر است.تحولی است بسیار آرام,ضمنی,بدون آنکه ذره ایی غیر واقعی و نشدنی به نظر برسد که این یکی از بزرگترین مشکلات اغلب فیلمهاست.آغاز این تحول با یکی از سوناتهای  بتهوون است.شاید اشاره دارد به گفته ی آن بزرگ که ((هیچ چیز نمی تواند به اندازه ی موسیقی روی روح و روان انسان تاثیر بگذارد.))روند این تحول ادامه می یابد و با اندیشیدن و مقایسه ی زندگی خود(که زندگی یک انسان وفادار به کمونیسم است) با زندگی اندیشمندان و هنرمندان تحول بیشتر و عمیقتر می شود.خواندن کتاب,جو افسرده و وحشت زده,قیافه های سرد و یخ زده ی مردم همه و همه بر روی اندیشه های وایسلر تاثیر می گذارد و در نهایت او به کلی متحول می شود.فیلمنامه نویس منشا همه ی زیبایی ها و رستگاری های بشر را اندیشیدن می داند.موسیقی و کتاب و نوشتن و تئاتر ناشی از اندیشه است.و رستگاری وایسلر(که در سکان پایانی شاهدش هستیم)ناشی از اندیشه ی اوست که اگر نبود,او همان مامور اطلاعاتی ساده می ماند و بعد از فروریختن دیوار در میان انبوه جمعیت برای همیشه ناپدید می شد.

شخصیت پردازی ها بسیار خوب صورت گرفته و هیچ کدام از افراد سیاه یا سفید نیستند.اغراق در عشق و فرازمینی کردن هنر و...اتفاقاتی است که اغلب فیلمها در دامش میفتند اما زندگی دیگران به خوبی از پسش برآمده.جنبه های روانی شخصیت های داستان خیلی کامل و زمینی پرداخته شده.دوست دختر درایمن(کارگردان تئاتر که تحت نظر وایسلر است) با اینکه عاشق است اما انسان است و گاه در اثر فشار دچار تزلزل می شود یا خود درایمن را در سکان های پایانی در کنار زنی دیگر می بینیم که بیان کننده ی زمینی بودن شخصیت اوست.وایسلر هرگز مستقیما به اشتباهش اعتراف نمی کند و وارد جریان نمی شود.فقط تا جایی که مورد سوظن خیلی زیاد قرار نگیرد عمل می کند و بعضا مجبور می شود اعتراف گیری های خود را برای سازمان اطلاعات ادامه دهد.هرچند در درون دل از این کار ناراحت است.سران سازمان اطلاعات هرگز به کمونیسم پایبند نیستند و فقط از این بهانه برای محکمتر کردن جایگاه خود استفاده می کنند.خیابان ها معمولا خلوتند و تنها چند کودک مشغول بازی اند که اشاره به فضای سرد و بی روح جامعه دارد و چندین نکته دیگر که به زیبایی فیلم کمک شایانی می کند.

 

 

اولریخ اوهه بازیگر نقش وایسلر به خوبی از عهده ی نقشش بر می آید.چهره ی سرد و بی روح او.شکل راه رفتن و ثابت ماندن میمیک صورتش بسیار به یک بازجو اطلاعاتی شبیه است.ماموری دقیق که برای کار خود ارزش قایل است و البته بسیار درونگراست.در مجموع بازی های این فیلم قابل قبول و پسندیده است.هرچند اولریخ اوهه یک سر و گردن از همه ی آن ها بالاتر است.کارگردانی هرچند سعی کرده به نکات ریز توجه کند و چیزی را از دست ندهد اما تک و توک اشتباهاتی دیده می شود(مثلا رنگ های بعضی اشیا در دو سکان متفاوت تغییر می کند یا...)که البته قابل چشم پوشی است.با توجه به اینکه فیلمنامه نویس و کارگردان یک نفر بوده اند و این فیلم تقریبا جز اولین فیلم های بلند او است می توان امید زیادی به آینده ی این مرد سی و چهار ساله داشت.

 

                                                                                 

پ.ن:در اینکه حکومتهای کمونیستی چه جنایت هایی در حق ملتها کردند شکی نیست.بنابراین سعی کردم در این نقد بیشتر به جنبه های دیگر مساله بپردازم و کمتر از  انواع و اشکال جنایات سخن بگویم.

پ.ن۲:عنوان مطلب برگرفته ازآلبوم دیوار گروه پینک فلوید است

 

                                                                                                                         دیوید

 پروفایل فیلم

نوشته شده توسط دیوید در 5 PM |  لینک ثابت   •