جمعه بیست و سوم شهریور 1386
گاو ما که در نمی رود!
به نام خدا
در ابتدای این مقاله لازم می دانم از دوستانی که این برنامه را ترتیب دادند تا به بررسی کارنامه هنری کارگردانان مطرح ایران و جهان بپردازیم و با دید نقادانه جدیدی به فیلم هایشان بنگریم تشکر و قدردانی کنم.این مقال به بررسی فیلم های جناب داریوش مهرجویی می پردازد.
مهرجویی قطعا یکی از کارگردانان بزرگ این سرزمین است.فیلم هایش همیشه مورد توجه منتقدان و مخاطبان عادی سینما بوده است.بسیاری از بازیگران به واسطه حضور در فیلم های مهرجویی توانسته اند مطرح شوند و شاید بتوان در باره بعضی از این بازیگران گفت که بهترین بازیشان را در فیلم های او انجام داده اند.با این حساب از آنجا که قرار است با دید منتقدانه به مهرجویی نگاه شود،جانب احتیاط وانصاف را باید رعایت کرد.
مهرجویی می تواند مثال خوب و روشنی باشد برای کارگردان مستقلی که در بدنه سینمای دولتی حل شده است.مهرجویی در کارنامه خود فیلم مستقل و قابل قبول "گاو" را دارد.فیلمی که در آن سال های حکومت پهلوی با جرات و چشمانی باز ، درد اساسی مملک مارا نشان داد.دردی که هنوز که هنوزه پا بر جاست.(البته "گاو" اشکالاتی دارد که اشاره خواهم کرد.) پس از آن و با پیروزی انقلاب مهرجویی از سینمای اجتماعی فاصله گرفت و بیشتر به کارهای درون گرا پرداخت.و چشم بر مشکلات و مسائلی که مردم با آنها دست به گریبان بودند فرو بست.شاید بتوان به او حق داد ؛ در آن سالهای ملتهب عقل حکم به چنین کاری می داد.اما نکته این جاست که این رعایت قاعده بازی از یک مسئله موقت مصلحتی به یک قاعده و روش کلی تبدیل شد.البته نمی توان از فشارهای سیستم دولتی سینمای ما بر مهرجویی صرفه نظر کرد."بانو" که در سال 1370 ساخته شده بود، 6 سال توقیف شد تا همین قاعده بازی را به او خاطر نشان کند.مهرجویی اهل مبارزه نبود و خیلی زود شرایط را پذیرفت و در سیستم دولتی حل شد.با نگاهی به فیلم های اجتماعی مهر جویی به این مسئله می توان پی برد.انتقادهای محتاطانه و اکثرا بی اثر و گم در تو در توی تجملات و پزهای روشنفکرانه.
با اجازه بزرگواران نگاهی کلی به کارنامه مهرجویی می اندازم.با مشاهده فیلم های مهرجویی چند ویژگی مشترک را در اکثر آن ها می توان یافت:
1. فضای شلوغ فیلم :
در اکثر کارهای مهرجویی این شلوغی و حضور بی شمار کاراکترها را می توان مشاهده کرد.گاو، هامون، اجاره نشین ها، بانو،پری، لیلا، دختردایی، میکس، مهمان مامان همگی در فضای شلوغی ساخته شده اند.به نظرم مهرجویی در بعضی از فیلم هایش ازپس این شلوغی برآمده؛مثل اجاره نشین ها ،بانو، مهمان مامان. اما در بعضی دیگر که قهرمانان داستان با مسائل و مشکلات درونی دست به گریبان بودند به کارش لطمه وارد شده است.مثل گاو، هامون، پری. در این فیلم ها این فضای شلوغ مانع از شخصیت پردازی درست قهرمان داستان شده است.
در گاو ، مسخ شدن مش حسن را باید حس کنیم که متاسفانه این طور نیست.دگردیسی مش حسن ناباورانه از آب در آمده.باتوجه به بازی خوب انتظامی اشکال کار را در کارگردانی و ضعف فیلم نامه میبینم.شاید ضعف فیلم را بتوان به پای کم تجربگی مهرجویی در ابتدای فیلم سازی و سختی کار غلامحسین ساعدی گذاشت.
در هامون نیز متاسفانه وضع به همین گونه است.ما در فیلم با حمید هامون مواجه هستیم که به خاطر در گیر شدن با مفاهیم سترگ معنوی و فلسفی دچار تشویش درونی و یک گونه بلاتکلیفی در تقابل درون با دنیای بیرون شده است.اما این تشویش فقط با نام بردن چند تا کتاب به بیننده معرفی می شود.باید این نکته را مد نظر داشت که مفاهیم مطرح شده در "ترس و لرز" سورن کیرکگور که در فیلم عامل اصلی درگیری درونی هامون معرفی می شود،جای کار بیشتر از این حرف ها دارد.اگر حمید هامون به واقع در گیر این کتاب است باید در جهت دست یابی به شهسوار ایمان که در ترس و لرز مطرح شده گام بردارد؛ که این گونه نیست.مهرجویی به جای پرداختن صحیح و با حوصله به این مسئله مهم،آن را نصف نیمه رها کرده و به جنبه های بیرونی و شلوغ می پردازد.
پری وضعیتی اسفناک تر دارد. پری که با حضور بازیگران خوب و با مطرح کردن مسئله حساس و بلند عرفان،می توانست فیلم قابل ملاحظه ای از آب در بیاید؛به خاطر عدم پرداخت درست شخصیت ها و عدم واردن شدن جدی به موضوع عرفان و تصوف،فیلمی غیر واقعی و بعضا سبک سرانه تبدیل شده است. پری پر از شعارهای مصنوعی وحرکاتی بی ربط است.به عنوان مثال چرخاندن چرخ و لرزاندن میله ساعت برای نشان دادن کرامت و میزان عرفان داداشی،نمونه همین حرکات سبکی است که در فیلم آمده.کاش مهرجویی با دستی پر تر و ابزاری قوی تر به ساختن این فیلم می پرداخت.کاش می توانست تمام مفاهیم فیلم را مثل کوزه به سران ظریف وزیبا بیان کند.کاش تمام فیلم با قدرت سکانس آخرش ساخته می شد.
2. شکوه وتجمل :
در اکثر فیلم های مهرجویی این شکوه را می بینیم.خانه های بزرگ و با شکوه.سفره های رنگین ،مهمانی های آن چنانی و شخصیت هایی بی درد.شخصیت هایی که درد نان ندارند.درد آن ها مسائل پیش پا افتاده اقتصادی نیست.در اجاره نشین ها، بانو، مهمان مامان هم که از مردم متوسط به پایین صحبت می کند،فضا حاکم فانتزی و کمیک است.شخصیت ها شادند و از خوشی دارند می میرند.
3. دوری از حیطه قدرت :
مهرجویی استعداد زیادی در ساختن بدون نیش و عصیان فیلم هایش دارد.او دوست ندارد به مسائل سیاسی بپردازد و یا انتقاد های تند اجتماعی بکند.در فیلم هایش هرگز ندیده ایم که کانون قدرت، مانع تراشی برای قهرمان داستان بکند.تا جایی که می تواند خط قرمز ها را رعایت می کند.سعی می کند پرش به پر حکومت گیر نکند.مهرجویی اهل مبارزه نیست و تا جایی که بتواند عقب نشینی می کند.شاهد قضیه هم همین بازی هایی که سر سنتوری در آوردن و جناب مهرجویی هم به هر ساز آن ها رقصید.اسم فیلم را عوض کرد.نام خواننده را از تیتراژ فیلم خذف کرد.بعد صدای چاووشی را بکل دور ریخت.بعضی از قسمت هایی که آقایان خوششان نمی آمد را قیچی کرد.باز هم نتوانست سنتوری را به بیرون از منطقه ممنوعه ارشادی ها برساند.مثل اینکه داریوش خان کمی زیاده روی کرده و پا را فرا تر از توافق نانوشته این سال ها نهاده و یا اینکه سلیقه مسئولین تغییر کرده است و بر قطر خطوط قرمز افزوده اند.
این موارد عمده اشکالات وانتقاداتی بود که به چشم این حقیر آمد.البته جا برای بررسی های دقیق تری هم وجود دارد که دوستان این جانب را به خاطر کمبود ها می بخشند.
ایلیا شریفی(نویسنده ی مهمان)

